مناظره ی گل آقا با عین بلعم سخاوش
ای گل آقای صاحب حرکات حرکات تو ابر بی برکات
بر تو بادا هزار بار سلام که بود گفته هایت پرایهام
بنده هستم مرید مش رجبت مخلص شاغلام با ادبت
می فرستم به جانبت نامه گله دارم من ازتوخودکامه!
تو از اول نبودهای شاعر چه رسد این زمانه به آخر
شاعران سپیدگوی زمان دشمن خونیت شدند،بدان!
پا چراتوموزه شان کردی چون معلم رفوزه شان کردی
شمس قیس زمانه ای تومگر که کنی نقد شعر اهل نظر
به توچه گرکه شعردوره ی ما اکثراًمی شود شلم شوربا..؟
تا به اینجاست حرف بنده تمام لیکن...اما...برای حسن ختام
بیتی از یک حکم وام کنم نامه را بعد ازآن تمام کنم
گفته او تاکنون هزاران بار "ایهاالناس!یا اولی الابصار!
تا گران نان خامه ای شده است
شعرها بخشنامه ای شده است!"
واما جواب گل آقا:
حضرت عین بلعم خاوش سین اش افتاد،بنده راتو ببخش!
آفرین،مرحبا،صفا کردی پا،توی کفش شعر ما کردی
شاخ ذوق مرا شکانیدی اسب طبع مرا رمانیدی
دوسه روزی عرق نمودم من تا که آن شعر را سرودم من
شاغلامش سپس ویزیت فرمود لطف فرمود وادیت فرمود
بعدازآن،مش رجب دوروزودوشب کرده ویرایشش وجب به وجب
سه چهار بارپشت وروش کردیم مصرعش پاره بود،رفوش کردیم
لاجرم هرکه شعرراخوانده کرده تشویق و کله جنبانده
گفته احسنت،مرحبا،بخ بخ حبذا،آفرین،زها،والخ...
اولین باردرجهان ادب شعرگفتم تمام ان دووجب
توی مصرعش دوتاایماژ یک وجب جا واین همه ویراژ!؟
هم درآن مختصرغضنفربود گرچه قدمش دومتر بیشتر بود
هیکلش راتراش دادم من تاتوی شعرجاش دادم من
این هنر را ندیده ردکردی؟ خوب کردی،اگرچه بدکردی!
مش رجب راکه شصت وشش کیلوست برده ام توی شعر و اینجا دوست!
باز،بوده عروض آن سرجاش نه سرک یافت وزن آن،نه خراش
وزن آن بود چون بتون آرمه اصل آن راتوی کشو دارمه!
اگرچه در شعر نیست الزامی وزن،جز نزد مردم عادی
شعر بی وزن بیشتر عالیست وزن مال دکان بقالیست!
آن چنان شعر خوب بامعنا چه کسی گفته ،غیر گل آقا؟
به خیالت که توی گارسه الکی رفته توی صفحه سه؟
غیرمعناو وزن وبحروعروض قافیه بود توی آن مفروض
نه یکی نه دوتا به حد وقور همه،یک جمله،جملگی یک جور
نور معنا ازآن تتق می زد حافظ از خواندنش تپق می زد
رد صدرش علی العجز محشر عجزش توی صدر آن مضمر
هم تخیل درآن و هم تخییل لفظ بی سکته،محتوا تکمیل
داشت شعر قدیم صد افسوس نه فقط سکته،بلکه انفارکتوس
بس که چربی آن زیاد بود در سراشیبی کاری بود
چیست چربی شعر؟معنایش چه کسی کرد گم؟گل آقایش
بود وزنش زیاد،کم کردم مصرعش بودراست،خم کردم
معنیش را که هیچ دیده ندید موقع چاپ مش رجب دزدید
یا که جاماند توی ماشین چاپ ای مشتاق شهرتی، مشتاپ
شعر مارا که خوب بودوسپید این جانب حروفچین بدچید
ورنه در شعر بنده اوستایم همطراز هومر،گل آقایم
شکسپیر زمانه ام،قارداش شاعر جاودانه ام،اینو باش!
رودکی ریزه خوار خوان منست نیست شاعر که باغبان منست
هرکجا بحث لفظ ومعنا بود اصل من،سعدی المثنا بود
حافظ البته چیز دیگر بود ولی اوهم زبنده کمتر بود
ایهاالناس،یا اولی الباب نیست فرقی میان دوغ ودوشاب؟
الغرض شعرما واین درجات
مابقی فاتحه مع الصلوات