روز های اول سال و آدم هایی که نوشته اند : این روز ها بوی تازگی ، همه جا پیچیده . آدم وقتی به دور و برش نگاه می کند، میبیند که همه چیز تغییر کرده ، هیچ چیز مثل قبل نیست . اما ای کاش این تفاوت در نگاه او باشد نه در تغییر فیزیکی دنیا و پیرامونش .

میدانم که زمینیان ، بدجور زمین گیر زمین شده اند و من هم از همین زمینیانم . اما این را هم میدانم که باید جدا شویم از این خاکی که ما را اسیر خود کرده . نباید ماند . باید رفت و رفت و رفت . باید رفت تا آسمان ها. همان جا که فرشتگان برایمان به زمین افتادند ...

وقتی عید می شود فکر میکنم هنوز دل بسته ی زمینم . پس کی باید پرواز کرد ؟ این زمین چه قدر محکم ما را در آغوش خود می فشارد !

فقط لحظه تحویل سال است که احساس میکنم خیلی نزدیک است . معشوقمان را می گوییم . همان موقع که یا مقلب القلوب می گوییم ، قلبم پرواز خدا می شود .  آرزو می کنم و می دانم که بهترین ها را برایم می خواهد . و آن موقع که یا محول الحول می گوییم حال خوبی دارم که بوی عطر وجودش را می دهد .

من همین قدر می دانم که با او بودن ، عشق می خواهد ،آن هم دو طرفه . پس ما هم در سال جدید با او باشیم و عشقش را یک طرفه نگاریم .